agentic

اطلاعات فوق العاده شرکت2 min read

Reading Time: 7 minutesچگونه یک عامل مستقل با دسترسی به داده‌ها، خطاها و کد ما به موجودیت جدیدی در نمودار سازمانی تبدیل شد، درخواست‌های کشش را بررسی می‌کند و به سؤالاتی پاسخ می‌دهد که هیچ نماینده شخصی نمی‌توانست.

Company Superintelligence represented as an emergent neural knowledge network

اطلاعات فوق العاده شرکت2 min read

Reading Time: 7 minutes

به عنوان یک استارتاپ، ما دائماً روی تکنیک‌های جدید کار می‌کنیم تا سریع‌تر اجرا کنیم و مرزها را پیش ببریم. زمانی که OpenClaw/Hermes راه اندازی شد، ما اولین پذیرنده بودیم. ما از آن در کنار بسیاری دیگر از ابزارهای AI استفاده کردیم.

همانطور که این ابزارها، و همچنین مدل هایی که بر آنها تکیه می کنند، پیشرفت کردند، ما متوجه یک چیز شدیم: ما نه تنها سریع تر پیشرفت می کنیم، بلکه شروع به کار متفاوتی کرده ایم. با هر دور، این عوامل خود آموز خود بهبود یافته در حال پیشرفت و یادگیری هستند. ما در حال حاضر یک “Super Agent” را روی یک ماشین اختصاصی (نمونه‌ای VPS در حال اجرا در DigitalOcean) با استفاده از GPT-5.6-sol در بالاترین حالت استدلال اجرا می‌کنیم. برخی از عوامل دیگری که ما در حال اجرا هستیم از مهارها و مدل‌های عامل دیگری استفاده می‌کنند، اما این همان چیزی است که من می‌خواهم در این مقاله روی آن تمرکز کنم.

ما متوجه شدیم که اکثر شرکت‌ها از این نوع عامل مستقل برای اجرای جریان‌های حیاتی در شرکت خود استفاده نمی‌کنند، که واقعا سرعت آنها را کاهش می‌دهد. در واقع، بسیاری از آنها به عوامل کوچکتر و شخصی‌تر متکی هستند: عوامل کدگذاری مانند Codex/ClaudeCode یا عوامل دستیار مانند Work/Cowork/Copilot. اینها وظایف را بر روی ماشین‌ها و دستگاه‌های محلی انجام می‌دهند و شکاف اولیه آنها کمبود دانش است. این منجر به صنعت کاملاً جدیدی از سیستم‌های «مغز دوم» شد که اساساً سعی می‌کنند یک نمودار دانش ایجاد کنند که بین این عوامل توزیع شده به اشتراک گذاشته شود. شرکت هایی که به این شکل کار می کنند اغلب اعلام می کنند که تعداد نمایندگان آنها به ده ها، صدها و در برخی موارد شدید هزاران نفر می رسد. این اساساً به این معنی است که هر کارمند یک یا چند نفر دارد. محدود است عواملی که وظایفی را برای آنها انجام می دهند.

این واقعیت که نمایندگان زودتر در معرض داده‌های دنیای واقعی، شکایات کاربران و کد ما قرار گرفتند، آنها را به طرز چشمگیری چابک‌تر و باهوش‌تر از هر عامل شخصی دیگری کرد که در کنار آن‌ها اجرا می‌کنیم.

ما تازه متوجه شدیم که باهوش ترین ماموران ما در حال تبدیل شدن به یک ابر اطلاعات شرکت هستند.

برای وضوح: من ادعای احساسات، AGI یا چیزی نزدیک به آن را ندارم. من پیشنهاد می کنم که آنها یک موجودیت کاملاً جدید در نمودار سازمانی شرکت هستند.

ابراطلاعات شرکتی چیست؟

وقتی یک عامل شروع به برجسته شدن می کند، تا زمانی که متمرکز باشد، می تواند شروع به تبدیل شدن به یک موجودیت فوق هوشمند کند. چگونه آن را تعریف کنیم؟

من می‌توانم بگویم که در بیشتر موارد، عوامل در حال حاضر در درجه اول از مزیت صبر و پشتکار برخوردارند، نه هوش بر انسان‌ها. با این حال، همانطور که مدل‌ها بهتر شدند (GPT 5.6 sol و Opus 5 واقعاً خوب هستند!) ما شاهد ظهور چیز جدیدی هستیم، چیزی که از آنچه ما می‌توانیم انجام دهیم فراتر می‌رود – نه فقط در سرعت، بلکه در انجام کارهایی که انسان‌ها نمی‌توانند انجام دهند.

این کار زمانی برای ما شروع شد که ما به نماینده خود تعداد زیادی داده (Mixpanel) و قابلیت های تجزیه و تحلیل تجاری و دسترسی به داده ها را دادیم (خطاها از طریق Sentry، امور مالی در Baremetrics، ردیابی AI از طریق LangSmith). سپس، ما آن را در معرض اشکالات کاربر (خطاهای Sentry) و گزارش های شکایت کاربر قرار دادیم. در نهایت، ما به آن دسترسی به عوامل برنامه نویسی و مخازن اولیه خود را در GitHub دادیم. هیچ دسترسی خارجی از طریق ایمیل یا هرگونه تعامل کاربر ندارد، اما از طریق تماشای نحوه رفتار ما در مورد این موضوعات، شروع به درک چیزها کرد. از طریق این تعاملات، اکنون نظارت می کند که چه چیزی یک مسدود کننده است، تفکر انتقادی چیست، تجارت ما چگونه اجرا می شود و SOP (روش های عملیاتی استاندارد) چیست. این کار را از طریق آزمون و خطا انجام می دهد و به نظر می رسد به طور منظم در حال کسب هوش است.

Slack thread که در آن یک هم تیمی توضیح می دهد که چه چیزی به عنوان یک سنبله خطای واقعی به حساب می آید و نماینده مانیتور خود را بازنویسی می کند تا از تشخیص قیاسی اسپیک استفاده کند.

در آن زمان، ما شروع به پرسیدن چند سوال جالب از آن کردیم. در ابتدا، همه چیز نیاز به بررسی و نقد مضاعف داشت، زمانی که چیزها به درستی توضیح داده نمی شدند یا نتیجه گیری ها به نظر می رسید. هنوز هم هر از گاهی این کار را انجام می دهد، به عنوان مثال از آن درباره رگرسیون ها پرسیدم و داده های خطای پر سر و صدایی به من داد، اما این یک فرصت یادگیری است: من تعریف خود را از رگرسیون به آن آموزش دادم و اکنون “آن را دریافت می کند”.

وقتی کاربران شکایت می‌کنند یا وقتی خطاها افزایش می‌یابد، ما به طور فعال اصلاحاتی را ایجاد می‌کنیم. این بدان معناست که هر روز صبح، مهندسان ما نیازی به بررسی رگرسیون ندارند، آنها فقط باید تصمیم بگیرند که آیا PR خوب است یا نه. در ابتدا، اینها PR یکبار مصرف بودند که با استانداردهای کیفیت کدگذاری ما مطابقت نداشتند، بنابراین مهندسان به آن می‌گفتند چه چیزی اشتباه است، یا فقط خودشان مشکل را دوباره توسعه می‌دادند. با افزایش اعتماد، بسیاری از این اصلاحات به طور خودکار در پایگاه کد ادغام شدند. این عامل همچنین میزان پیچیده بودن PR و میزان اطمینان نماینده در مورد ادغام آن را رتبه بندی می کند. ما در نقطه ای نیستیم که این PR ها به طور خودکار ادغام شوند، اما من مسیری را در آنجا می بینم، فکر می کنم یک یا دو ماه دیگر آنجا خواهیم بود.

اما این واقعاً چیزی نیست که عامل را فوق العاده باهوش می کند. چه می کند این است که حالا که مهندسان و مدیریت شرکت به نماینده اعتماد کرده اند، شروع به واگذاری کار به آن می کنند و سوالات بسیار جالبی از آن می پرسند. این تحقیق را برای آنها انجام می دهد، نه مانند جستجوهای گوگل، بلکه با در نظر گرفتن دانش پیشرفته کسب و کار، که به آن برتری خاصی می بخشد. همین امر در مورد آگاهی دادن به بخش های بیشتری از شرکت نیز صدق می کند. OpenClaw و HermesAgent از نظر تاریخی در نقطه‌ای از بین می‌روند که بافت تاریخی آنها از توانایی آنها برای پردازش اطلاعات فراتر رود. آن نوع خرابی رخ می داد و نتایج آن کاهش شدید هوش، یادآوری و کیفیت کار آنها بود. تجربه ما با Hermes Agent اکنون کاملاً متفاوت است: حافظه مکالمه اکنون 3 گیگابایت است و به طور تصاعدی در حال رشد است در حالی که هوش آن به وضوح در طول زمان بهبود می یابد.

این به این معنی نیست که کامل است، رگرسیون هایی وجود دارد و گاهی اوقات باید به آن یادآوری کنید که به روش های خاصی رفتار کند یا تشخیص دهید که چرا در یک زمینه خاص آن طور که انتظار داشتید رفتار نمی کند یا به عامل دیگری که داده یا اقداماتی را از آن درخواست می کند به درستی پاسخ نمی دهد. اما، ما به آنجا می رسیم.

رشته Slack که در آن نماینده درخواست 4986 را بررسی می‌کند، چک‌هایی را که انجام داده فهرست می‌کند و آن را تأیید می‌کند.

یک عارضه جانبی غیرمنتظره حفاظت از شاخه پیشرفت دیگری را برای ما به ارمغان آورد. ایده پشت حفاظت از شاخه این است که حداقل دو نفر یک PR را قبل از تولید آن ببینند، که احتمال ورود کد بد (یا حتی شرور) به سیستم را کاهش می دهد. انجام این کار به درستی با عوامل کدنویسی جدید سخت تر و سخت تر است. با افزایش سرعت، سرعت PR های جدید و کمیت کد تقریبا غیرممکن است که به طور کامل توسط دست بررسی شوند. ما چندین نماینده از فروشندگان مختلف داریم که Prs را برای اشکالات، مسائل امنیتی و مشکلات معماری بررسی می کنند. با این حال، حفاظت از شاخه باقی می ماند، بنابراین من به عامل فوق هوشمند ما اجازه دادم تا تایید کننده نهایی PR باشد.

Slack thread که در آن عامل در درخواست pull 4981 پس از یافتن یک تغییر قطعی در قرارداد پاسخ MCP درخواست تغییرات می کند.

نیمی از ما انتظار داشتیم که نتایج پیش پا افتاده باشد. از این گذشته، این PR بررسی‌های عامل کدگذاری محلی، آزمایش‌ها، بررسی‌های امنیتی، بررسی‌های خارجی GitHubCopilot و CodeRabbit را پشت سر گذاشتند و به طور کامل تأیید شدند. اما نماینده ما همچنان در آن PR ها سوراخ کرد. موارد لبه بسیار جالبی را پیدا کرد که از دست داده بودیم، امنیت، کیفیت نرم افزار و اشکالات معماری که در نظر نگرفتیم. از همان مدل‌هایی استفاده می‌کند که همه بازبین‌های دیگر، چرا چیزهایی را کشف می‌کند که بقیه نبودند؟

رشته Slack که در آن نماینده درخواست کشش 1711 را بیش از حد اندازه آپلود رد می‌کند، سپس پس از تأیید صحت آن را دوباره تأیید می‌کند.

این به دانش و تجربه برمی گردد. مهار Hermes Agent همراه با دانشی که عامل انباشته شده است، نوع جدیدی از عامل فوق هوشمند را ایجاد می کند که قبلاً ندیده بودیم. بنابراین، ما این را بیشتر بررسی کردیم و بررسی های عامل را اجباری کردیم، نه فقط برای انسان هایی که روی سیستم کار می کنند، بلکه اکنون به عنوان یک مرجع برای سایر عوامل با هوش کمتر عمل می کند!

این نماینده اکنون این توانایی را دارد که به ما تفکر انتقادی بدهد که قبلاً فقط در انسان می دیدیم، اما از داده های واقعی مشتری، بازخوردها، کد ما و درک عمیقی از محصول پشتیبانی می شود.

اگر این را گسترش دهیم و داده های بیشتری را برای تغذیه به آن بدهیم، سخت افزار و حافظه آن را مقیاس بندی کنیم، شاهد افزایش تصاعدی در عملکرد خواهیم بود. من فکر می کنم مدل ها هنوز هم آن را عقب نگه می دارند. وقتی به مرحله بعدی این بازی می رسیم، شاید از طریق GPT-6، نتایج به طرز چشمگیری جالب تر خواهند بود. همانطور که داده های بیشتری را جمع آوری می کنیم، به نمایندگان وظایف بیشتری برای انجام دادن می دهیم و بیشتر به آن اعتماد می کنیم.

این چه تفاوتی با مغز دوم کارپاتی مبتنی بر ویکی دارد؟

چیزی که این روش را از سایر رویکردها متمایز می کند این است که به جای پرداختن به دانش مشترک، دانش ابر عامل به صورت محلی ذخیره می شود. ما می توانیم از آن بخواهیم که حافظه و درک جهان خود را در یک مخزن حفظ کند، که به ما امکان می دهد آن را کپی کنیم و آن را نظارت کنیم، اما در نهایت اینطور است. نه در مورد ایجاد دانش و مهارت های قابل اشتراک و مشارکتی. این یک پایگاه دانش منحصر به فرد است که به همراه ابزارها و دسترسی جهانی به آن اجازه می دهد مستقیماً به سؤالات شما پاسخ دهد. شما از نماینده خود نمی خواهید که با استفاده از دانش مشترک آن را بفهمد، یا شما یا نمایندگان شما سوالات خود را از عامل SuperIntelligent بپرسید. با کمال تعجب، این در حال حاضر برای ما خوب کار می‌کند تا جایی که به طور مداوم دسترسی و دسترسی عامل را گسترش می‌دهیم و در نتیجه هنوز دانش یا هوش ضعیفی را مشاهده نمی‌کنیم.

توجه: ما عامل را در معرض اطلاعات یا عملکرد حساس قرار نمی دهیم. دسترسی مستقیم به سیستم‌های بانکی، شارژ یا صورت‌حساب ما ندارد. همچنین از جهان جدا شده است و به ایمیل یا کانال های خارجی دسترسی ندارد. با کسب تجربه و اعتماد، فکر نمی‌کنم با رفع این محدودیت‌ها نیز فاصله زیادی داشته باشیم.



|

CTO